يک دل شکسته به نام آرام
سلام ( سمیه ) جان

نمیدونم میای و سر میزنی یا نه

ولی بدون که همیشه بیادتم و در قلب منی

  

دلم میگیره وقتی نیستی پیشم

تا  به  ابد  یار کسی  نمیشم

تو رو خدا برگرد پیشم

 

 

سلام به همه  

  این آخرین پستمه

درست مثل تقویمی که عوض میشه سر بهار

از ته دل دارم میگم خوب شد گذاشتمت کنار

خیال نکن بدون تو سر به بیابون میزارم

تو صحرا آواره میشم پا جای مجنون میزارم

درست مثل تقویمی که عوض میشه سر بهار

از ته دل دارم میگم خوب شد گذاشتمت کنار

قولا و وعده های تو یه طبل پوچ و خالی بود

دوست دارم گفتن تو هیچی نداشت پوشالی بود

شبی که سنگامو باهات وا کندم و گفتم برو

تازه دیدم نخواستنت یه انتخاب عالی بود

درست مثل تقویمی که عوض میشه سر بهار

از ته دل دارم میگم خوب شد گذاشتمت کنار

با چشم باز میخوام برم پی یه سرنوشت نو

هرچی بوده تموم شده تو هم یه لطفی کن برو

این آخرین حرف منه بهتره باوت بشه

طاقت موندن ندارم دیگه نه من نه تو

درست مثل تقویمی که عوض میشه سر بهار

از ته دل دارم میگم خوب شد گذاشتمت کنار

 

درست مثل تقویمی که عوض میشه سر بهار

از ته دل دارم میگم خوب شد گذاشتمت کنار

ولی سمیه بدون که من هیچ وقت نمی بخشمت

نه هیچ وقت نمی بخشمت

| 11:59 PM چهارشنبه، 9 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: آرام ذوالفقاری| لینک مستقیم |موضوع: مطالب عاشقانه |  نظرات 2



 شنبه هارو با نام تو سمیه آغاز میکنم

یکشنبه هارو با یاد تو سمیه میگذرانم

دوشنبه هارو با بوی تو سمیه میگذرانم

سه شنبه هارو با خاطرات تو سمیه میگذرانم

چهار شنبه هارو با مهر تو سمیه میگذرانم

پنجشنبه هارو با عشق تو سمیه میگذرانم

جمعه هارو با فکر کردن به تو سمیه میگذرانم

هفته هارو با عشق تو سمیه به پایان میرسانم

| 10:56 PM یکشنبه، 4 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: آرام ذوالفقاری| لینک مستقیم |موضوع: مطالب عاشقانه |  نظرات 6



 

 کنار هر قطره اشک

هزار خاطره دفنه

این قد خاطره داریم

که گویی قد یک قرنه

گلوم میسوزه از عشقش

عشقی که مثل زهره

درسته با منی اما

به این بودن نیازارم

تو که حتی با چشماتم

نمیگی آه دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم

فقط بازی لب هات بود

وگرنه رنگ خود خواهی

نشسته توی چشمات

هرچی عشقه توی دنیا

من میخواستم مال ما شه

اما تو هیچ وقت نزاشتی

بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه

با تو هم خونه میمونم

نمی دونستم نمیشه

آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو

از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت

تو که هیچ وقت نمی فهمی

چشام همزاد اشک و خون

دلم همسایه آهه

زمونه گرگ و عشق تو

شبیه مکر روباهه

شدم چوپان ساده لوح

کنار گله تو

چه رسمی داره این گله

سر چنگال گرگ دعواست

تو این قد خواستنی هستی

که این گله نمی فهمه

اگه لبخند به لب داری

دلت از سنگ و بی رحمه

ببخش خوبم اگه این عشق

حیله تو رو رو کرد

نفرین به دل ساده

که به چنگال تو افتاد

| 11:26 PM جمعه، 15 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: آرام ذوالفقاری| لینک مستقیم |موضوع: مطالب عاشقانه |  نظرات 7



 

| 1:03 AM سه شنبه، 30 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: آرام ذوالفقاری| لینک مستقیم |موضوع: عکس های عاشقانه |  نظرات 2



 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعا ها بودن

همه آرزو هام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفت تا آسمون تو تک ستاره منی

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

| 3:04 PM چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: آرام ذوالفقاری| لینک مستقیم |موضوع: مطالب عاشقانه |  نظرات 11